جانِ شيفته :(تشرف)
پس از چند روزي مشتري خاصّي پيدا شده و آن قطعه زمين را به قيمتي بيش از ارزش واقعي آن خريداري ميكند، آن چنان كه همة هزينة سفر حجّ سيّد شهيد به شكل آبرومندانهاي تأمين شده و به خانة خدا مشرّف ميشوند و ظاهراً در همين سفر معنوي است كه مأموريّت نگارش كتاب عظيم الشّأن مكيال المكارم از ناحية مقدّس امام عصر(ع) صادر ميگردد.
ياد كردي از عالمِ ربّاني، مرحوم حضرت آيت الله ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني اصفهاني(ره):
نگاهي به زندگاني و حيات علمي
مرحوم آيت الله ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني فرزند مرحوم حاج شيخ حسينعلي تهراني در خانوادهاي مذهبي از پدري روحاني و مادري علويّه چشم به جهان گشود. در دوران كودكي پدر خود را از دست داد و در دامان پاكِ مادر خويش رشد و پرورش يافت. پس از تحصيلات ابتدايي به علّت علاقة شديد وارد حوزة علميّه شد و به تحصيل علوم ديني پرداخت و در رشتههاي مختلف مانند فقه و اصول، تفسير، حديث شناسي، شعر و ادبيات به مراتبي دست يافت و در ضمن تحصيلات به تزكية نفس و كسب كمالات معنوي پرداخت.
مرحوم فقيه ايماني با اينكه در سنين كودكي از نعمت پدر بيبهره شد، امّا با همّتي بلند و ستودني، سختكوشانه به تحصيل پرداخت و نزد عالماني نامآور، در حوزة ديرينه و كهن «اصفهان» زانوي شاگردي زد و از دانش و پارسايي آن دانش مردان و انفاسِ پاك آن بندگان خوب خدا بهرهمند شد و شخصيّت معنوي و علمي ايشان شكل گرفت.
از استادان ايشان ميتوان 1. مرحوم سيّد محمود كليشادي معروف به سيّد مغنيگو؛ 2. عالم زاهد ربّاني آخوند كاشي؛ 3. زعيم عاليقدر جهانِ تشيّع مرحوم آيت الله بروجردي؛ در زمان سكونت و تحصيل ايشان در دارالعلم اصفهان؛ 4. مرحوم آخوند ملّا عبدالكريم گزي؛ 5. مرحوم آيت الله حاج آقا منيرالدّين بروجردي ـ از نوادگان محقّق قمي، صاحب «قوانين الاصول» و پدر زن خود ـ نام برد.
شخصيّت شناس و رجالي معاصر اصفهان مرحوم مصلح الدّين مهدوي در كتاب «دانشمندان و بزرگان اصفهان» دربارة ايشان چنين آورده:
مرحوم ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني، عالمِ فاضل و زاهدِ ورع متّقي، پدرش از علماي تهران و پسر از فُحولِ دانشمندان و مؤلّفان اصفهان است. در خدمت مرحوم [آيت الله] حاج آقا منيرالدّين بروجردي (پدر زن خويش) و جمعي ديگر مانند شيخ عبدالحسين محلّاتي، آيت الله برجردي و... تحصيل نموده و عمر خود را به عبادت و انزوا گذرانيد. حدود 70 جلد كتاب تأليف نموده و بيشتر تأليفات او مربوط به صاحب الزّمان(ع) است.
مرحوم مهدوي آنگاه 29 جلد از آثار او را كه عمدتاً در موضوع مهدويّت است برميشمارد.2
مرحوم مهدوي در كتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان اضافه ميكند كه: وي از كساني است كه در زمان غيبت كبرا مشرّف به حضور باهرالنّور آن وليّ الله الاعظم(ع) شده و بدين افتخار مُباهي گرديده است.4 داستان تشرّف ايشان در ادامه خواهد آمد.
فرزند ايشان جناب حجّت الاسلام و المسلمين مهدي فقيه ايماني ـ حفظه الله ـ دربارة اين خصوصيّت پدر ـ عشق و محبّت فراوان به امام زمان(ع) ـ چنين آورده:
آنچه بيش از هر چيز قابل ذكر است توجّه و علاقة خاصّي بود كه ايشان به اهل بيت(ع) و خصوصاً حضرت بقيّة الله الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ داشت كه كاملاً در رفتار و گفتار ايشان آشكار بود. ايشان در تمام عمر شريفشان در انتظار و فراق آن حضرت، دليسوزان و اشكي ريزان داشتند و در منابر، مجالس و محافل و در هر فرصتي دلها را به ساحت مقدّس آن حضرت متوجّه و ملتفت ميكرد و با آن حال معنوي تأثير خاصّي در اشخاص ميگذاشت. مرحوم پدر، عنايت و اهتمام زايد الوصفي به ذكر فضايل و مناقب امام زمان(ع) داشت آن چنان كه تمام منبرهاي او در ايام مختلف سال در مسجد محلّ اقامة نماز جماعت يا مكانهاي ديگر و همچنين مجلسي كه در تمام روزهاي سال ـ قبل از ظهر ـ در منزل شخصي خود منعقد ميكرد، منحصر به ذكر امام زمان(ع) و آغاز و انجام آن در شرح زندگي و ديگر شئون حياتي و امامتي آن حضرت بود. هر كس دچار هر گونه گرفتاري و مشكل مادّي يا معنوي ميشد، قبل از هر چيز او را به نوعي از توسّلات به امام عصر(ع) رهنمون ميشد و توصيهاي در توجّه به آن حضرت و قرار دادن نذري براي ايشان مينمود.
در سنين پاياني عمر شريفشان با اينكه بيماري، خروج او را از منزل مشكل كرده بود، پيوسته بر ذكر و ياد مولاي خود مداومت ميكرد و چه بسا به تنهايي دعاي مبارك ندبه را در روزهاي جمعه، سه مرتبه با شور و شوق و در حالتي از ابتهاج و انتظار ميخواند و در غم فراق مولاي خود ميگريست و خانواده، دوستان، ياران و شاگردان خود را به خواندن دعاي ندبه توصيه ميكرد.5
سرانجام مرحوم فقيه ايماني كه عمري در انتظار محبوبِ خود سوخته و چشم به راه دوخته بود و بسان مرغي در قفس با ياد مولاي خود نفس ميزد، در شب جمعة 20 ذي قعده سال 1370 ق. برابر با اوّل شهريور ماه 1330 ش. در سنّي نزديك به هشتاد سالگي در اصفهان درگذشت و به دنياي فراختر و روشنتر پا نهاد و در قبرستان تاريخي «تخت پولاد» ـ در تكية كازرونيها ـ به خاك سپرده شد.
1. «مطلع الانوار»؛ 2. «فوز اكبر»؛ 3. «شيوههاي ياري قائم آل محمّد(ع)»؛ 4. «سوز هجران» (شعر)؛ 5. «انيس المحجّـة في كيفيـةالرّجعه (در بحث رجعت)»؛ 6. «بشاراتِ الالهيّه الي الدولة القائميّه»؛ 7. «تحفـة القائميّه» (در شرح و سند زيارت ناحية مقدّسه)؛ 8. تكملة الايمان بمعرفة صاحب الزّمان»؛ 9. «الدّرة البهيّه» (در بيان شباهتهاي آن حضرت به خورشيد)؛ 10. «طالع مسعود» (در شرح احاديث رسيده در ولادت قائمِ موعود)؛ 11. «فوائد المهدويّه» (فوايد كلّي امام عصر در امر دين و دنياي مردم)؛ 13. «وسائل المهديّه» (در فضيلت ياري و نصرت آن حضرت)؛ 14. «فتوحات مهديّه» (فتوحات كلّي و فرج ديني و دنيوي براي شيعه در عصر غيبت).
اميد آنكه ساير نوشتهها و تأليفات، اين عالمِ ربّاني و شيداي دلباختة موعود جهاني، حضرت مهدي(ع) به تدبير فرزند برومند ايشان به نحوي شايسته در اختيار دوستداران امام عصر(ع) قرار گيرد و تعميق فرهنگ مهدويّت را در پي داشته باشد.
هرگز وجود حاضر غايب شنيدهاي؟!
در يكي از سالها، شب نيمة ماه مبارك رمضان، حضرت آيت الله فقيه ايماني، مشغول سرودن اشعاري به زبان عربي در مدح و منقبت پيامبر اكرم(ص) و خاندان گرامي او به ويژه امام عصر(ع) بودند كه به اين بيت ميرسند:
لا يسمّا امامنُا الثاني عشر
من حاضرٌ فينا و عنّا مُستتر
يعني: خصوصاً امام دوازدهم ما، كه در ميان ما حاضرند، امّا از ديدهها پنهان هستند.
پس از سرودن بيت بالا، بر اثر خستگي به خواب ميرود. پس از چندي احساس ميكند كه كسي درِ خانه را به شدّت ميكوبد. از خواب برخاسته و درِ خانه را ميگشايد، امّا با كمال تعجّب كسي را نمييابد. بعد از اين اتّفاق، خواب از چشم ايشان پريده و ديگر خوابشان نميبرد، بنابراين به نظرشان ميرسد كه در اين شب نيمة رمضان به حمّام رفته و غسل مستحبّي آن شب را به جا بياورد. به نيّت حمّام از خانه خارج ميشود. وقتي وارد حمّام ميشود ميبيند آب خزينة اوّل خيلي كثيف است، ولي خزينة دومي آب بسيار پاكيزهاي دارد، امّا خيلي گرم و سوزان است تا آنجا كه امكان ورود در آب ميسّر نيست.
مرحوم فقيه ايماني در اين حال حيران ميماند كه چه كند؟ ناگهان ملاحظه ميكند آقاي بزرگواري وارد حمّام شده و به راحتي وارد همان خزينة آب گرم و سوزان شده و آبتني ميكند. ايشان هم به دنبال آقا، وارد خزينه ميشود، ولي اين بار خلاف نوبت پيش احساس گرماي ملايم و مطبوعي مينمايد، امّا در آن حال متوجّه اين تغيير دماي آب نميشود.
باري، پس از مدّتي آن آقاي بزرگوار از خزينه خارج ميشود كه در اين حال مرحوم فقيه ايماني احساس سوزش و گرماي شديدي كرده، با سرعت از خزينه خارج ميشود و به سوي رختكن حمّام رفته و از استاد حمّامي سراغ آن شخص را ميگيرد. حمبامي در پاسخ ميگويد: كسي غير از شما وارد حمّام نشده و كسي هم خارج نگرديده است. در اين حال مرحوم فقيه ايماني قصّه و قضيّه را با خود مرور مينمايد و ملتفت ميشود به صدا در آمدن در خانه در نيمة شب و انديشة رفتن به حمّام و انجام غسل مستحبّي، ملايم و مطبوع شدن آب سوزان خزينه با ورود آقا و همچنين گرم و جوشان شدن آن پس از خروج ايشان همه غيرعادّي بوده است و اين مقدّمات براي اين بوده كه امام ميخواستهاند مضمون اين شعر را ملموسانه به ايشان بفهمانند و ظاهراً رفع استبعاد نمايند كه وجود (حاضر غايب) چگونه تحقّق مييابد آري:
لا يسمّا امامنا الثاني عشر
من حاضر فينا و عنا مستتر
اين بيت در منظومة «مطلع الانوار» صفحة 235، سطر هفتم آمده است!7
مرحوم علّامة فقيد شهيد سيّد محمّدتقي اصفهاني در ادامه در تأييد و تسديد گفتار خود اين رؤياي صادقه را از مرحوم آيت الله فقيه ايماني چنين نقل ميكند:
برادر عزيز ايماني، فاضل مؤيّد به تأييدات سبحاني، آقا ميرزا محمّد باقر اصفهاني ـ كه خداوند بر بزرگياش بيفزايد و آرزوهاي او را برآورده كند ـ همين روزها برايم نقل كرد كه: شبي از شبها در خواب يا ـ ميان خواب و بيداري ـ مولايم حضرت امام حسن مجتبي(ع) را ديدم كه نزديك به اين تعبير فرمود: «بر منبرها به مردم بگوييد و به آنها امر كنيد كه توبه كنند و براي فرج و تعجيل در ظهور حضرت حجّت(ع) دعا نمايند و اين دعا مثل نماز ميّت نيست كه واجب كفايي باشد و با انجام آن از سوي بعضي مكلّفان از ديگران ساقط گردد. بلكه مانند نمازهاي يوميّه است كه بر تمام مكلّفان واجب است آن را انجام دهند.8
مرحوم آيت الله شهيد سيّد محمّد تقي موسوي اصفهاني صاحب «مكيال المكارم» مشتاق زيارت خانة خدا بود و قطعه زميني موروثي براي فروش در اختيار داشت. امّا مشتريان ـ با توجّه به تمايل سيّد جهت فروش ـ ميخواست آن زمين را به قيمتي كمتر از ارزش واقعي آن بخرد. به همين علّت هزينة آن سفر روحاني فراهم نميشد تا اينكه سيّد شهيد به دوست صميمي خود مرحوم فقيه ايماني برخورد مينمايد و چارة كار را از ايشان جويا ميشود. مرحوم فقيه ايماني در پاسخ ميفرمايد: شما خود استاد و راهنماي اين طريق هستيد. در اين حال سيّد شهيد اصرار ميكند و ميفرمايد: ميخواهم شما راهي را بگوييد.
مرحوم فقيه ايماني بعد از درنگي ميفرمايند: به نظرم ميرسد نيّت كنيد و تصميم بگيريد كه پس از تشرّف به خانة خدا، اهمّ دعاها و حوايج شما، دعا دربارة فرج آقا امام زمان(ع) باشد.
مرحوم سيّد شهيد در اين لحظه به شدّت دگرگون ميشود و انقلاب دروني خاصّي در ايشان ايجاد ميشود و ميفرمايد: عجب پيشنهاد جالب و خوبي است.
پس از چند روزي مشتري خاصّي پيدا شده و آن قطعه زمين را به قيمتي بيش از ارزش واقعي آن خريداري ميكند، آن چنان كه همة هزينة سفر حجّ سيّد شهيد به شكل آبرومندانهاي تأمين شده و به خانة خدا مشرّف ميشوند و ظاهراً در همين سفر معنوي است كه مأموريّت نگارش كتاب عظيم الشّأن مكيال المكارم از ناحية مقدّس امام عصر(ع) صادر ميگردد.9
شايان ذكر است كه فرزند برومند ايشان حضرت حجّت الاسلام و المسلمين مهدي فقيه ايماني از علماي كنوني اصفهان به مصداق «الولد يسرّ ابيه؛ يعني فرزند، آيينة تمام نماي خصوصيّات پدر خويش است» بعد از پدر بزرگوار خود، عَلَم تبليغ و ترويج مهدويّت را با تأليف كتاب و منبر و مسجد و تدريس بر دوش ميكشند كه در اين راستا، علاوه بر آماده كردن آثار پدر، خود نيز باقيات و صالحات و آثاري را چاپ و منتشر كردهاند.
در پايان از خداي كريم، فروتنانه ميخواهيم كه روح بلند و جان شيفته و دل بيقرار و قلب شيداي اين منتظر پر شور و راستين امام زمان(ع) را مهمان سفرة احسان آن واسطة زمين و آسمان بنمايد و ذرّهاي از آن همه شور و شيدايي و محبّت و معرفت را در انبان جان ما شب گرفتگان غفلت زده در اندازد و نام ما را نيز در صحيفة دوستداران آن امام مهربان ثبت و درج نمايد و همچنين بر توفيقات و طول عمر فرزند برومند ايشان حضرت آيت الله مهدي فقيه ايماني بيفزايد. «بمنّه و كرمه».
ماهنامه موعود شماره 116
پينوشتها:
1. حكيمي، محمّدرضا، صفوة الصفا به نقل از بيدارگران اقاليم قبله.
2. مهدوي، مصلح الدّين، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج 1، ص 337.
3. تذكرة شعراي معاصر اصفهان، ص 367.
4. دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج 1، ص 337.
5. فقيه ايماني، محمّد باقر مقدّمة فوز اكبر، صص 8 و 9.
6. «ارجوزه»: عنواني است براي شمار زيادي از رسالههاي منظوم در بحر رجز كه دانشوران و شاعران معروف در موضوعات متنوّع و گسترده نگاشتهاند تا حفظ و يادگيري آنها براي فراگيرندگان آسان باشد. در اين منظومهها مسائل فقهي، ادبي، تاريخي، تجويدي، تفسيري، كلامي، عرفاني، فلسفي و... بيان شده است.6
7. دائرة المعارف تشيّع، ج 2، ص 59.
8. شيفتگان حضرت مهدي(ع)، ج 3، صص 251 ـ 253، احمد قاضي زاهدي.
9. سيّد محمّد تقي موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ج 1، ص 567.
10. احمد قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي(ع)، ج 3، صص 259 و 260.
منبع:سایت موعود (غج)
ياد كردي از عالمِ ربّاني، مرحوم حضرت آيت الله ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني اصفهاني(ره):
نگاهي به زندگاني و حيات علمي
مرحوم آيت الله ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني فرزند مرحوم حاج شيخ حسينعلي تهراني در خانوادهاي مذهبي از پدري روحاني و مادري علويّه چشم به جهان گشود. در دوران كودكي پدر خود را از دست داد و در دامان پاكِ مادر خويش رشد و پرورش يافت. پس از تحصيلات ابتدايي به علّت علاقة شديد وارد حوزة علميّه شد و به تحصيل علوم ديني پرداخت و در رشتههاي مختلف مانند فقه و اصول، تفسير، حديث شناسي، شعر و ادبيات به مراتبي دست يافت و در ضمن تحصيلات به تزكية نفس و كسب كمالات معنوي پرداخت.
مرحوم فقيه ايماني با اينكه در سنين كودكي از نعمت پدر بيبهره شد، امّا با همّتي بلند و ستودني، سختكوشانه به تحصيل پرداخت و نزد عالماني نامآور، در حوزة ديرينه و كهن «اصفهان» زانوي شاگردي زد و از دانش و پارسايي آن دانش مردان و انفاسِ پاك آن بندگان خوب خدا بهرهمند شد و شخصيّت معنوي و علمي ايشان شكل گرفت.
از استادان ايشان ميتوان 1. مرحوم سيّد محمود كليشادي معروف به سيّد مغنيگو؛ 2. عالم زاهد ربّاني آخوند كاشي؛ 3. زعيم عاليقدر جهانِ تشيّع مرحوم آيت الله بروجردي؛ در زمان سكونت و تحصيل ايشان در دارالعلم اصفهان؛ 4. مرحوم آخوند ملّا عبدالكريم گزي؛ 5. مرحوم آيت الله حاج آقا منيرالدّين بروجردي ـ از نوادگان محقّق قمي، صاحب «قوانين الاصول» و پدر زن خود ـ نام برد.
شخصيّت شناس و رجالي معاصر اصفهان مرحوم مصلح الدّين مهدوي در كتاب «دانشمندان و بزرگان اصفهان» دربارة ايشان چنين آورده:
مرحوم ميرزا محمّد باقر فقيه ايماني، عالمِ فاضل و زاهدِ ورع متّقي، پدرش از علماي تهران و پسر از فُحولِ دانشمندان و مؤلّفان اصفهان است. در خدمت مرحوم [آيت الله] حاج آقا منيرالدّين بروجردي (پدر زن خويش) و جمعي ديگر مانند شيخ عبدالحسين محلّاتي، آيت الله برجردي و... تحصيل نموده و عمر خود را به عبادت و انزوا گذرانيد. حدود 70 جلد كتاب تأليف نموده و بيشتر تأليفات او مربوط به صاحب الزّمان(ع) است.
مرحوم مهدوي آنگاه 29 جلد از آثار او را كه عمدتاً در موضوع مهدويّت است برميشمارد.2
- ارادتي خاص به امام عصر(ع) داشت:
مرحوم مهدوي در كتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان اضافه ميكند كه: وي از كساني است كه در زمان غيبت كبرا مشرّف به حضور باهرالنّور آن وليّ الله الاعظم(ع) شده و بدين افتخار مُباهي گرديده است.4 داستان تشرّف ايشان در ادامه خواهد آمد.
فرزند ايشان جناب حجّت الاسلام و المسلمين مهدي فقيه ايماني ـ حفظه الله ـ دربارة اين خصوصيّت پدر ـ عشق و محبّت فراوان به امام زمان(ع) ـ چنين آورده:
آنچه بيش از هر چيز قابل ذكر است توجّه و علاقة خاصّي بود كه ايشان به اهل بيت(ع) و خصوصاً حضرت بقيّة الله الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ داشت كه كاملاً در رفتار و گفتار ايشان آشكار بود. ايشان در تمام عمر شريفشان در انتظار و فراق آن حضرت، دليسوزان و اشكي ريزان داشتند و در منابر، مجالس و محافل و در هر فرصتي دلها را به ساحت مقدّس آن حضرت متوجّه و ملتفت ميكرد و با آن حال معنوي تأثير خاصّي در اشخاص ميگذاشت. مرحوم پدر، عنايت و اهتمام زايد الوصفي به ذكر فضايل و مناقب امام زمان(ع) داشت آن چنان كه تمام منبرهاي او در ايام مختلف سال در مسجد محلّ اقامة نماز جماعت يا مكانهاي ديگر و همچنين مجلسي كه در تمام روزهاي سال ـ قبل از ظهر ـ در منزل شخصي خود منعقد ميكرد، منحصر به ذكر امام زمان(ع) و آغاز و انجام آن در شرح زندگي و ديگر شئون حياتي و امامتي آن حضرت بود. هر كس دچار هر گونه گرفتاري و مشكل مادّي يا معنوي ميشد، قبل از هر چيز او را به نوعي از توسّلات به امام عصر(ع) رهنمون ميشد و توصيهاي در توجّه به آن حضرت و قرار دادن نذري براي ايشان مينمود.
در سنين پاياني عمر شريفشان با اينكه بيماري، خروج او را از منزل مشكل كرده بود، پيوسته بر ذكر و ياد مولاي خود مداومت ميكرد و چه بسا به تنهايي دعاي مبارك ندبه را در روزهاي جمعه، سه مرتبه با شور و شوق و در حالتي از ابتهاج و انتظار ميخواند و در غم فراق مولاي خود ميگريست و خانواده، دوستان، ياران و شاگردان خود را به خواندن دعاي ندبه توصيه ميكرد.5
سرانجام مرحوم فقيه ايماني كه عمري در انتظار محبوبِ خود سوخته و چشم به راه دوخته بود و بسان مرغي در قفس با ياد مولاي خود نفس ميزد، در شب جمعة 20 ذي قعده سال 1370 ق. برابر با اوّل شهريور ماه 1330 ش. در سنّي نزديك به هشتاد سالگي در اصفهان درگذشت و به دنياي فراختر و روشنتر پا نهاد و در قبرستان تاريخي «تخت پولاد» ـ در تكية كازرونيها ـ به خاك سپرده شد.
- آثار مرحوم فقيه ايماني در حوزة مهدويّت
1. «مطلع الانوار»؛ 2. «فوز اكبر»؛ 3. «شيوههاي ياري قائم آل محمّد(ع)»؛ 4. «سوز هجران» (شعر)؛ 5. «انيس المحجّـة في كيفيـةالرّجعه (در بحث رجعت)»؛ 6. «بشاراتِ الالهيّه الي الدولة القائميّه»؛ 7. «تحفـة القائميّه» (در شرح و سند زيارت ناحية مقدّسه)؛ 8. تكملة الايمان بمعرفة صاحب الزّمان»؛ 9. «الدّرة البهيّه» (در بيان شباهتهاي آن حضرت به خورشيد)؛ 10. «طالع مسعود» (در شرح احاديث رسيده در ولادت قائمِ موعود)؛ 11. «فوائد المهدويّه» (فوايد كلّي امام عصر در امر دين و دنياي مردم)؛ 13. «وسائل المهديّه» (در فضيلت ياري و نصرت آن حضرت)؛ 14. «فتوحات مهديّه» (فتوحات كلّي و فرج ديني و دنيوي براي شيعه در عصر غيبت).
اميد آنكه ساير نوشتهها و تأليفات، اين عالمِ ربّاني و شيداي دلباختة موعود جهاني، حضرت مهدي(ع) به تدبير فرزند برومند ايشان به نحوي شايسته در اختيار دوستداران امام عصر(ع) قرار گيرد و تعميق فرهنگ مهدويّت را در پي داشته باشد.
- گزارشي از كتاب مطلع الانوار
هرگز وجود حاضر غايب شنيدهاي؟!
در يكي از سالها، شب نيمة ماه مبارك رمضان، حضرت آيت الله فقيه ايماني، مشغول سرودن اشعاري به زبان عربي در مدح و منقبت پيامبر اكرم(ص) و خاندان گرامي او به ويژه امام عصر(ع) بودند كه به اين بيت ميرسند:
لا يسمّا امامنُا الثاني عشر
من حاضرٌ فينا و عنّا مُستتر
يعني: خصوصاً امام دوازدهم ما، كه در ميان ما حاضرند، امّا از ديدهها پنهان هستند.
پس از سرودن بيت بالا، بر اثر خستگي به خواب ميرود. پس از چندي احساس ميكند كه كسي درِ خانه را به شدّت ميكوبد. از خواب برخاسته و درِ خانه را ميگشايد، امّا با كمال تعجّب كسي را نمييابد. بعد از اين اتّفاق، خواب از چشم ايشان پريده و ديگر خوابشان نميبرد، بنابراين به نظرشان ميرسد كه در اين شب نيمة رمضان به حمّام رفته و غسل مستحبّي آن شب را به جا بياورد. به نيّت حمّام از خانه خارج ميشود. وقتي وارد حمّام ميشود ميبيند آب خزينة اوّل خيلي كثيف است، ولي خزينة دومي آب بسيار پاكيزهاي دارد، امّا خيلي گرم و سوزان است تا آنجا كه امكان ورود در آب ميسّر نيست.
مرحوم فقيه ايماني در اين حال حيران ميماند كه چه كند؟ ناگهان ملاحظه ميكند آقاي بزرگواري وارد حمّام شده و به راحتي وارد همان خزينة آب گرم و سوزان شده و آبتني ميكند. ايشان هم به دنبال آقا، وارد خزينه ميشود، ولي اين بار خلاف نوبت پيش احساس گرماي ملايم و مطبوعي مينمايد، امّا در آن حال متوجّه اين تغيير دماي آب نميشود.
باري، پس از مدّتي آن آقاي بزرگوار از خزينه خارج ميشود كه در اين حال مرحوم فقيه ايماني احساس سوزش و گرماي شديدي كرده، با سرعت از خزينه خارج ميشود و به سوي رختكن حمّام رفته و از استاد حمّامي سراغ آن شخص را ميگيرد. حمبامي در پاسخ ميگويد: كسي غير از شما وارد حمّام نشده و كسي هم خارج نگرديده است. در اين حال مرحوم فقيه ايماني قصّه و قضيّه را با خود مرور مينمايد و ملتفت ميشود به صدا در آمدن در خانه در نيمة شب و انديشة رفتن به حمّام و انجام غسل مستحبّي، ملايم و مطبوع شدن آب سوزان خزينه با ورود آقا و همچنين گرم و جوشان شدن آن پس از خروج ايشان همه غيرعادّي بوده است و اين مقدّمات براي اين بوده كه امام ميخواستهاند مضمون اين شعر را ملموسانه به ايشان بفهمانند و ظاهراً رفع استبعاد نمايند كه وجود (حاضر غايب) چگونه تحقّق مييابد آري:
لا يسمّا امامنا الثاني عشر
من حاضر فينا و عنا مستتر
اين بيت در منظومة «مطلع الانوار» صفحة 235، سطر هفتم آمده است!7
- به مردم بگوييد توبه كنند و براي تعجيل در فرج و ظهور دعا كنند.
مرحوم علّامة فقيد شهيد سيّد محمّدتقي اصفهاني در ادامه در تأييد و تسديد گفتار خود اين رؤياي صادقه را از مرحوم آيت الله فقيه ايماني چنين نقل ميكند:
برادر عزيز ايماني، فاضل مؤيّد به تأييدات سبحاني، آقا ميرزا محمّد باقر اصفهاني ـ كه خداوند بر بزرگياش بيفزايد و آرزوهاي او را برآورده كند ـ همين روزها برايم نقل كرد كه: شبي از شبها در خواب يا ـ ميان خواب و بيداري ـ مولايم حضرت امام حسن مجتبي(ع) را ديدم كه نزديك به اين تعبير فرمود: «بر منبرها به مردم بگوييد و به آنها امر كنيد كه توبه كنند و براي فرج و تعجيل در ظهور حضرت حجّت(ع) دعا نمايند و اين دعا مثل نماز ميّت نيست كه واجب كفايي باشد و با انجام آن از سوي بعضي مكلّفان از ديگران ساقط گردد. بلكه مانند نمازهاي يوميّه است كه بر تمام مكلّفان واجب است آن را انجام دهند.8
- نذر و توسّل به امام زمان(ع) جهت گشايش كارها:
مرحوم آيت الله شهيد سيّد محمّد تقي موسوي اصفهاني صاحب «مكيال المكارم» مشتاق زيارت خانة خدا بود و قطعه زميني موروثي براي فروش در اختيار داشت. امّا مشتريان ـ با توجّه به تمايل سيّد جهت فروش ـ ميخواست آن زمين را به قيمتي كمتر از ارزش واقعي آن بخرد. به همين علّت هزينة آن سفر روحاني فراهم نميشد تا اينكه سيّد شهيد به دوست صميمي خود مرحوم فقيه ايماني برخورد مينمايد و چارة كار را از ايشان جويا ميشود. مرحوم فقيه ايماني در پاسخ ميفرمايد: شما خود استاد و راهنماي اين طريق هستيد. در اين حال سيّد شهيد اصرار ميكند و ميفرمايد: ميخواهم شما راهي را بگوييد.
مرحوم فقيه ايماني بعد از درنگي ميفرمايند: به نظرم ميرسد نيّت كنيد و تصميم بگيريد كه پس از تشرّف به خانة خدا، اهمّ دعاها و حوايج شما، دعا دربارة فرج آقا امام زمان(ع) باشد.
مرحوم سيّد شهيد در اين لحظه به شدّت دگرگون ميشود و انقلاب دروني خاصّي در ايشان ايجاد ميشود و ميفرمايد: عجب پيشنهاد جالب و خوبي است.
پس از چند روزي مشتري خاصّي پيدا شده و آن قطعه زمين را به قيمتي بيش از ارزش واقعي آن خريداري ميكند، آن چنان كه همة هزينة سفر حجّ سيّد شهيد به شكل آبرومندانهاي تأمين شده و به خانة خدا مشرّف ميشوند و ظاهراً در همين سفر معنوي است كه مأموريّت نگارش كتاب عظيم الشّأن مكيال المكارم از ناحية مقدّس امام عصر(ع) صادر ميگردد.9
شايان ذكر است كه فرزند برومند ايشان حضرت حجّت الاسلام و المسلمين مهدي فقيه ايماني از علماي كنوني اصفهان به مصداق «الولد يسرّ ابيه؛ يعني فرزند، آيينة تمام نماي خصوصيّات پدر خويش است» بعد از پدر بزرگوار خود، عَلَم تبليغ و ترويج مهدويّت را با تأليف كتاب و منبر و مسجد و تدريس بر دوش ميكشند كه در اين راستا، علاوه بر آماده كردن آثار پدر، خود نيز باقيات و صالحات و آثاري را چاپ و منتشر كردهاند.
در پايان از خداي كريم، فروتنانه ميخواهيم كه روح بلند و جان شيفته و دل بيقرار و قلب شيداي اين منتظر پر شور و راستين امام زمان(ع) را مهمان سفرة احسان آن واسطة زمين و آسمان بنمايد و ذرّهاي از آن همه شور و شيدايي و محبّت و معرفت را در انبان جان ما شب گرفتگان غفلت زده در اندازد و نام ما را نيز در صحيفة دوستداران آن امام مهربان ثبت و درج نمايد و همچنين بر توفيقات و طول عمر فرزند برومند ايشان حضرت آيت الله مهدي فقيه ايماني بيفزايد. «بمنّه و كرمه».
ماهنامه موعود شماره 116
پينوشتها:
1. حكيمي، محمّدرضا، صفوة الصفا به نقل از بيدارگران اقاليم قبله.
2. مهدوي، مصلح الدّين، دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج 1، ص 337.
3. تذكرة شعراي معاصر اصفهان، ص 367.
4. دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج 1، ص 337.
5. فقيه ايماني، محمّد باقر مقدّمة فوز اكبر، صص 8 و 9.
6. «ارجوزه»: عنواني است براي شمار زيادي از رسالههاي منظوم در بحر رجز كه دانشوران و شاعران معروف در موضوعات متنوّع و گسترده نگاشتهاند تا حفظ و يادگيري آنها براي فراگيرندگان آسان باشد. در اين منظومهها مسائل فقهي، ادبي، تاريخي، تجويدي، تفسيري، كلامي، عرفاني، فلسفي و... بيان شده است.6
7. دائرة المعارف تشيّع، ج 2، ص 59.
8. شيفتگان حضرت مهدي(ع)، ج 3، صص 251 ـ 253، احمد قاضي زاهدي.
9. سيّد محمّد تقي موسوي اصفهاني، مكيال المكارم، ج 1، ص 567.
10. احمد قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي(ع)، ج 3، صص 259 و 260.
منبع:سایت موعود (غج)
التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 1:3 توسط کوثریان
|
الا یا ایهاالمهدی مدام الوصل ناولها