آيا خيال مى كنيد كه ما از حال شما مطّلع نيستيم؟
آيا خيال مى كنيد كه ما از حال شما مطّلع نيستيم؟:
تا ظهر خبرى نشد، اهل بيت هم رفته بود از خواهرش مقدارى قرض كرده و غذايى شبيه اشكنه براى نهار تهيه كرده بود. نهار آماده شد سر سفره بودم و تازه يك لقمه خورده بودم كه شنيدم در خانه را مى كوبند. رفتم در را باز كردم، كوبنده ى در گفت: آقازاده هاى تهرانى در منزل آقا ميرزا على محمّد يا عبدالمحمّد هستند و شما را هم براى نهار دعوت كرده اند ............
الا یا ایهاالمهدی مدام الوصل ناولها